تبليغاتX
مریم کویر - ابراهیم و اسماعیل وخدا
مریم کویر

مریم کویر

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive

ابراهیم و اسماعیل وخدا

یکم دی 1386-19:0 -مریم

 

 

..... و زمانی که کارد دیگر به اراده ی ابراهیم نبود، ابراهیم نگران شد ،

خدایا نکند قربانی مرا قبول نکردی !

و اسماعیل در کشاکش ،

خدایا نکند از چشمت افتاده ام !

 

و انگاه سخنانی نهانی میان خدا و ابراهیم اش رد و بدل می شود :

ــ ابراهیم! محبوب ترینم را می شناسی ؟

ــ آری ! خدایا محمد (ص) خاتم پیامبران.

ــ فرزند تو عزیز تر است یا فرزند آن عزیزترین ؟

ــ فرزند او ، بی هیچ شک .

ــ اگر اسماعیل تو قربانی می شد ،

فقط نشان صدق و خلوص تو و پسرت بود و

این نشان را به تو بارها و بارها عطا کردیم اما ما مقصودی دیگر داشتیم.

 

 

اسماعیلت باید بماند تا از نسل او آن محبوب ترین بندگانم بیاید

و آنگاه او عزیزترینش را قربانی خواهد کرد.

و با آن قربانی است که جهان به عشق زنده خواهد شد...

 

 

مریم کویر

 

لینک ثابت |


.
.
.
.