تبليغاتX
مریم کویر
مریم کویر

مریم کویر

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive

گمشده

بیست و نهم مرداد 1386-12:22 -مریم

 

مگر نمی دانی

 

در این حوالی که منم ،

 

زیباترین نام دختران را چه ارزان می فروشند.

 

مگر نمی دانی

 

حرمت بغض را چه آسان می شکنند ،

 

که حال چشمانم را نمی پرسی !

 

مرا به دست که سپرده ای

 

که باد هم

 

خاطر موهایم را آشفته نمی کند.

 

ببین

 

هنوز گرمند

 

دریاهایی که نئشه ی اشک های منند .

 

...

 

دیگر آب از سر چشمانم گذشته است .

 

نه بوی دریا مستم می کند

 

نه عطر اقاقی ، سحر

 

نه حتی فال حافظ ، دلخوشم .

 

فقط تمام برکه های سر ِ راهت را

 

گفته ام

 

بیقراری عکست را

 

به خواب های من آورند .

 

آخر خواب هم

 

با خیال حضور تو

سراغی از من میگیرد .

 

 

لینک ثابت |

من تو را دوست میدارم

بیست و هشتم مرداد 1386-19:22 -مریم

 

من عشق را درتو

تو را در دل

دلم را موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش ، خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

 

لینک ثابت |

نقاب

بیست و سوم مرداد 1386-21:43 -مریم

 

اي آدمهايي كه ديگر مرا نميشناسيد

 

خاكستر خاطرات زيبايم را به باد داده ايد

 

پشت ماسك صورتتان لبخندي مرده است

 

آي آدمهايي كه ديگر

 

نمي شناسمتان

 

از چشمك چشمانتان خاطره اي به ياد ندارم

 

از گوشه لبانتان

 

شيريني لبخندي

 

چشمانم را ملتهب نخواهد كرد

 

التهابت چشمانتان

 

دلم را نمي لرزاند

 

ديگر بين من و شما

 

فاصله غريبي

 

بر هم غريبمان كرده است

 

گذر چشمانتان ديگر بر من نا آشناست

 

 

لینک ثابت |


.
.
.
.