تبليغاتX
مریم کویر
مریم کویر

مریم کویر

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: Archive

روز جهانی عشق یا ولنتاین

بیست و ششم بهمن 1385-11:21 -مریم

 

عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود .


عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.


عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.


عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.


عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.


عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.


عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.


عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.


عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.


عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست!

عشق فراموش کردن نیست بلکه به خاطر سپردن است،

 عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است،

عشق دیدن نیست

بلکه احساس کردن است ،

 عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست

بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است.

 

لینک ثابت |

تقویم

بیست و یکم بهمن 1385-15:56 -مریم

 

اشكهايم را در پاكتي بدون آدرس

 

برایت پست ميكنم

 

اینجا بهای هر قطره اشک

 

شلاقی ست

 

كه بر سرت فرود مي آید

 

باور كن امروز هم آفتاب را ندیدم

 

من

 

لابه لاي تقویم گم شده ام

Image hosting by TinyPic

لینک ثابت |

نام تو را مینویسم

چهاردهم بهمن 1385-18:57 -مریم

 

روي دفترهايم ، روي میز تحریرم ،

روي درختان، روي ماسه ها، روي برف ،

نام تورا می نویسم.

روي همه صفحه های خوانده شده، روي صفحه های سفید،

روي سنگ و خون وكاغذ یا خاکستر،

نام تو را می نویسم.

روي جنگل وكوير، بر آشیانه هاي گلهاي طاووسي،

نام تو را مي نويسم.

روي همه تکه پاره های آسمان لاجوردی،

روي مرداب، این آفتاب پوسیده،

روي رودخانه، این ماه زنده،

نام تو را مي نويسم.

وبه نیروی يك واژه،

زندگی را از سر میگیرم

 من براي شناختن و نامیدن تو ،

پا به جهان گذاشتم

 

Image hosting by TinyPic

 

 

لینک ثابت |

یا ابولفضل..

پنجم بهمن 1385-11:21 -مریم

 

يه صنوبر لب يك آب

قد كشيده  قد آفتاب

 

 

روي پاهاش بوسه ماه

روي شونش سر مهتاب

 

چند تا قمری هراسون

بودن از طوفان گريزون

 

توی قلبش خونه كردن

شد صنوبر جون پناشون

 

باد نامرد بی امون بود

قمريا هم تشنشون بود

 

برای چيكه آبي

به صنوبر چشمشون بود

 

ديد كه  بركه رفته تو خواب

شاخه اش و زد به دل آب

 

چند تا قطره روي يك برگ

واسه قمری آی بی تاب

 

يهو پيچيد باد ولگرد

دور شاخه مثل يك درد

 

شاخه می شكست و انگار

از تن افتاد دست يك مرد

 

همه شاخه ها شدند خرد

قامتش هم تاب نياورد

 

رو زمين شكست و  طوفان

قمري ها رو با خودش برد

 

يكی داد و يكي بيداد

قصه شونم نرفته از ياد

 

بوده مردي از صنوبر

بود نامردی ام از باد

Image hosting by TinyPic

 

لینک ثابت |


.
.
.
.